کوچه دوستی و حقیقت

انستیتوت علوم صحی رسالت

انستیتوت علوم صحی رسالت

انستیتوت علوم صحی رسالت برای سمسترهای خزانی سال تحصیلی 1393 در رشته های فارمسی، تکنالوژی طبی(لابراتورا) نرسنگ وقابلگی با فیس سمستروار 7500 افغانی نام نویسی می نماید

آدرس: جاده شهید مزاری ، نارسیده به قلعه نو، مقابل قصرعروسی بهارسراب

شماره های تماس:  0781363521   0772298771  ایمل Resalatinstitute@gmail.com website   www.resalatihs.edu.af

+ نوشته شده در  چهاردهم شهریور 1393ساعت 23  توسط خادم حسین بهزاد   | 

آهنگی از اسد سرخوش، به یاد بود از شهید حسین علی یوسفی

 شهدا جان به فنا دادند، تا ما زنده باشیم و عزتمندانه زندگی بتوانیم. اینک برماست، تا با یادبود و ارج گذاری به خون آنها از طرفی خاطرات شهدا را گرامی بداریم و از طرف دیگر تجدید میثاق با خون سرخ آنها نمایم. اسد سرخوش هنرمند جوان، با احساس و خوش صدای مردم ما، با درک مسوولیت هنری خویش، شعری از برادر جواد آزره، که یادیست از شهید یوسفی، را به زمزمه گرفته است.

                         "کوتاه یه عمر آدم، هر چیز ده جای شی مومنه

                                                   از بد بدی و از خوب هر خوبی های شی مومنه"

+ نوشته شده در  سیزدهم شهریور 1389ساعت 0  توسط خادم حسین بهزاد   | 

رخ درنقاب

مدام رخ ازمن برگرفتی 

درنقاب بردی،

وازنگاه به چشمانت تحریمم نمودی،

لیک هرشب،

من تورا !

به چشم ستاره ها می بینم .

                            رمضانعلی محمودی

+ نوشته شده در  نوزدهم خرداد 1389ساعت 18  توسط خادم حسین بهزاد   | 

پنجم جوزا، سالروز ولادت رهبر شهید عبدالعلی مزاری "رح" مبارک باد!

 پنجم جوزا مطابق به ۲۶/۵/۲۰۱۰ میلادی، سالـروز ولادت رهبر شهید عبدالعلی مزاری "رح"، چهارم جوزا سالروز تولد شهید حسین علی یوسفی را  بر همه آزاده گان، دوستداران عدالت و حامیان آگاهی مردم مبارک باد!

+ نوشته شده در  پنجم خرداد 1389ساعت 10  توسط خادم حسین بهزاد   | 

می خواهم با کسی رهسپار شوم که دوستش می دارم

می خواهم با کسی رهسپار شوم که دوستش می دارم

نمی خواهم بهای این همراهی را با حساب و کتاب بسنجَم

یا در اندیشه خوب و بَدَش باشم.

نمی خواهم بدانم دوستم می دارد یا نه.

می خواهم بروم با آنکه دوستش می دارم.

 

+ نوشته شده در  دوم خرداد 1389ساعت 13  توسط خادم حسین بهزاد   | 

صدای پا:

صدای پای مهاجر بگوش ما می رسد

صدای شیون وناله زهر کجا می رسد

بگوش باش وشنو ناله های پیره زنی                                                            

فغان وناله ی او ازهمه جدا می رسد

یکی زدست  کتک هم، یکی ز ضرب چماق

کبود چهره وخسته  زگرد راه  می رسد

یکی تمام  حیاتش برفته  در تاراج

گرسنه  و لب تشنه،  به سوی ما می رسد

یکی ز زخم زبان  دردها بدل  دارد

دلی شکسته و محزون و بی نوا می رسد

یکی است پینه بدستان، زکاری بس دشوار

چه دست خالی و بی مزد و بی بها می رسد

بجای لطف ومروت " کثافتش" گویند

زآدم های بد اندیش ببین چیها می رسد

نگربه بی  مروتی میزبان  با مهمان

بجا لطف زایشان چه ناسزامی رسد

شعارها مسلمانی اند عمل چو فرعونی

زظلم و جوری که برشاه وهرگدا می رسد

دوسه دهه نشنیدند بغیر زخم  زبان

با کوله باری غم ودرد وغصه ها می رسد

خدا خودش گواه است بحال مردم ما

برای داد خواهی ز حقش هم خدا می رسد

بهاری ها همه گشتند خزانی از غم و رنج

به گلستان وطنم خزانی ها می رسد

دوچشم خسته  من تا سحرندارد خواب

به گوش شاعرخسته  خدا خدا می رسد.


                                                 رمضانعلی محمودی

 

 

+ نوشته شده در  یازدهم اردیبهشت 1389ساعت 12  توسط خادم حسین بهزاد   | 

بنام آفریننده اسمان وزمین


کوکا کولا در اصل سبز رنگ است!!
عمومی ترین نام جهان محمد است!!
عمومی ترین فامیل جهان لی است!!
اسم قاره ها با همان حرفی که آغاز میشود پایان میابد!!
شما نمیتوانید با حبس نفستان خود کشی کنید!!
محال است آرنج دستتان را بلیسید!!
خوک‌ها به دلیل فیزیک بدنی قادر به دیدن آسمان نیستند!!
فندک قبل از کبریت اختراع شد



   
+ نوشته شده در  ششم اردیبهشت 1389ساعت 13  توسط خادم حسین بهزاد   | 



تنها کسی که در زندگی مرا شاد می کند کسی است که به من می گويد
تو مرا شاد می کنی




عميق ترين درد زندگی مردن نيست بلکه نداشتن کسی است که
الفبای دوست داشتن را برايت تکرار کند و تو از او رسم محبت
بياموزی.
عميق ترين درد زندگی مردن نيست بلکه گذاشتن سدی در برابر
روديست که از چشمانت جاری است
عميق ترين درد زندگی مردن نيست بلکه پنهان کردن قلبی است
که به اسفناک ترين حالت شکسته است
عميق ترين درد زندگی مردن نيست بلکه نداشتن شانه های
محکمی است که بتوانی به آن تکيه کنی و از غم زندگی برايش
اشک بريزی
عميق ترين درد زندگی مردن نيست بلکه ناتمام ماندن قشنگترين
داستان زندگی است که مجبوری آخرش را با جدايی به سرانجام
برسانی
عميق ترين درد زندگی مردن نيست بلکه نداشتن يک همراه
واقعيست که در سخت ترين شرايط همدم تو باشد.
عميق ترين درد زندگی مردن نيست بلکه به دست فراموشی
سپردن قشنگ ترين احساس زندگی است
عميق ترين درد زندگی مردن نيست بلکه يخ بستن وجود آدمها و
بستن چشمهاست

+ نوشته شده در  سوم اردیبهشت 1389ساعت 23  توسط خادم حسین بهزاد   | 

عیــــد نوروزمبــــــارک

بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک

شاخه‌های شسته، باران خورده، پاک

آسمان آبی و ابر سپيد

برگهای سبز بيد

عطر نرگس، رقص باد

نغمه شوق پرستوهای شاد

خلوت گرم کبوترهای مست

 نرم نرمک می رسد اينک بهار

 خوش به حال روزگار

خوش به حال چشمه ‌ها و دشتها

خوش به حال دانه‌ها و سبزه‌ها

خوش به حال غنچه‌های نيمه‌باز

خوش به حال دختر ميخک که می خندد به ناز

خوش به حال جام لبريز از شراب

خوش به حال آفتاب


فریدون مشیری:

  

 

+ نوشته شده در  یکم فروردین 1389ساعت 7  توسط خادم حسین بهزاد   | 

اولین نمایشگاه خوشنویسی جهانی از سخنان رهبر شهید بابه مزاری در کویته برگزار شد

به تاریخ 26/2/2010 میلادی، روز جمعه، اولین نمایشگاه جهانی "بازتاب اندیشه های بابه مزاری در هنر"، به همت انجمن خوشنویسان معاصر - کویته، در هزاره تاون برگزار شد. این نمایشگاه، که اولین نمایشگاه سلسله این نمایشگاه جهانی بود، در آن یک تعداد کثیری از استادان، مدیران، سیاسیون، فرهنگیان، تاجران، علما، هنرمندان، متعلمین و عموم مردم شرکت نموده بودند.

قبل از افتتاح این نمایشگاه، سمیناری نیز ترتیب داده شده بود، که در آن سخنرانان گرامی در مورد اندیشه رهبر شهید به سخنرانی پرداختند. سمینار با تلاوت کلام الله مجید توسط برادر مصطفی رضایی ساعت 3:30 دقیقه بعد از ظهر آغاز گشت. بعد از تلاوت کلام الله مجید، آقای رمضانعلی محمودی انانسر سمینار از استاد عصمت الله سعیدی مسوول انجمن خوشنویسان معاصر – کویته دعوت به عمل آورد تا در مورد سمینار، نمایشگاه و اهداف راه اندازی این نمایشگاه جهانی صحبت نماید.

استاد سعیدی در سلسله سخنانش در ضمن تسلیت گفتن پانزدهمین سالگرد رهبر شهید و خوش آمدید گفتن به حاضرین در سمینار سخنرانی مفصلی در مورد هنر و وظیفه هنرمند کرد و نیز وی هدف از برگزاری این نمایشگاه را وظیفه ملی هنرمندان دانسته و گفتند، که رهبر شهید در راه احیای هویت و موجودیت مردم ما از خونش گذشت و اینک ما نیز در قبال وی وظیفه داریم، تا اندیشه های وی را، که تماما در آن اصل انسانیت است، هرچه بیشتر و بهتر در گوشه و کنار جهان نشر نماییم.

بعد از آقای سعیدی، محترم استاد حسین علی رضایی در رابطه به "اندیشه بابه مزاری مشعل راه برای مردم ما" به سخنرانی پرداختند. وی بصورت مفصل در مورد استبداد روا داشته شده در طول تاریخ، خصوصا در دوران عبدالرحمان جابر بر مردم ما صحبت نموده و گفتند، که تلاش در راه احیای هویت مردم ما توسط کاتب با نوک قلم آغاز و با شهادت رهبر شهید به پایه اکمال رسید. آقای رضایی در مورد اندیشه بابه مزاری یاد آور شدند، که اندیشه بابه مزاری متاسفانه امروز آنطوری که شاید و باید به درستی تفسیر نمی شود. اگر اندیشه رهبر شهید به درستی بیان شود، همگان خواهد دریافت، که بابه مزاری تلاشش تنها و تنها در رابطه به هزاره ها نبوده است، بلکه خواست وی، مطابق به خواست همه انسانهای آزادی خواه، حق خواه و آزاده در طول تاریخ بوده است. وقتی رهبر شهید می گوید: "من می خواهم دیگر هزار بودن جرم نباشد." به این معنی است، که من می خواهم، که دیگر انسان بودن جرم نباشد. رهبر شهید، نه تنها درد مظلومیت مردمش را بلکه درد مظلومیت همگان را فریاد می کشید. رهبر شهید یگانه شخصیتی در طول تاریخ افغانستان بود، که درد مظلومیت همه اقوام افغانستان را فریاد کشید. اگر عادلانه سنجیده شود، بابه مزاری بر افغانستان حق بزرگ دارد و باید همه اقوام افغانستان و دولت افغانستان به صورت رسمی از شهادت وی تجلیل به عمل آورد...

بعد از سخنرانی استاد رضایی، یکی از استادان محترم موسسه تحصیلات عالی کاتب استاد جواد سلطانی به سخنرانی پرداختند. استاد سلطانی، سخنان شانرا در رابطه به تاثیر مقاومت عدالت خواهی مردم ما را بر ابعاد و گستره های مختلف زندگی شان آغاز کردند. استاد سلطانی فرمودند، من برای اینکه بتوانم چگونه باید اجزا، عناصر و قطعات مختلف را، که در جامعه ما بعد از جنبش احیای هویت وجود داشته است مرتبط با هم و در کنار هم تفسیر کنیم. اولا باید در مورد گفتمان اندکی صحبت نمایم. تحلیل گفتمان در فهم متعارف و یا عقل سلیم عبارت است از کاربرد زبان، اما از اینکه گفتمان شکل از کاربرد زبان است، همه ی کاربرد های زبانی را نمیتوان گفت زبان. گفتمان کنش کلامی جدی است، که واجد دو خصیصه ی اساسی است: اول، قابل یاد گرفتن و انتقال از یک نسل به نسل دیگر، از یک اهل تاریخ به اهل تاریخ دیگر و از یک روزگاز به روزگار دیگر. دوم، وقتی می گوییم، که گفتمان نوع از تعامل کلامی است به گفتار شفاهی محدود نمی شود. بلکه اشکال مختلف از تعاملات و نظام های ارتباطی را دربر می گیرد. به طور مثال از خطابه تا به گفتارهای شفاهی و نویشتاری را مرتبط می شود. وی افزود، که هر آنچه را که در جهان اطراف ما است به مثابه یک متن تصور می کنیم و ما در جامعه متن زندگی می کنیم. خاصیت هر متن معنا داری یک متن است. اگر نقاشی است، خط است، شعر است و اگر هنر است همه دارای یک معنا است و ما در جهان متن زندگی می کنیم، این متن ها دارای معنا است. و از طرف دیگر تفاوت انسان با حیوان در همین متن است. وقتی که تفاوت میان انسان و حیوان است در همین متن است، پس متن ها از یک روزگار به روزگار دیگر تغییر می کند به طور مثال مقاومت غرب کابل برای ما یک معنا میدهد و برای دیگران معنای دیگر را میدهد. استاد سلطانی در ادامه فرمودند، که نکته دیگر این است که در هر گفتمان ها سه خاصیت اساسی وجود دارد. 1:در هر گفتمانی یک ابرنشانه ی یا یک دال مرکزی وجود دارد و ما در جهانی زندگی می کنیم، که نیاز به برقرار کردن ارتباط هستیم، که این برقرار کردن ارتباط دارای نشانه و علایم می باشد. و این نشانه ها دارای یک تعریف از قبل شده نیست، بلکه زمانی معنا دار می شود، که ما در یک نشانه ی مرکزی و یک نظام حقیقت داوری پیوند دهیم. 2: مشخص کردن غیریت ها. اگر ما عدالت خواه هستیم، پس دیگران کیست؟ کی، کیست؟ و کی، کی بوده است؟ 3: مسله هژمنی و سلطه در گفتمان ها است. هر گفتاری با این هدف ایجاد می شود، که سلطه و هژمنی خود را بر جامعه مسلط بسازد و گفتارها برای تفریح ایجاد نمی شود، بلکه با هدف به رسیدن قدرت است. و ما گفتیم ما عدالت می خواهیم معنی آن این بود،که ما می خواهیم در افغانستان نظام سیاسی و منطق سیاسی را مسلط بسازیم، که او خواهان عدالت در تمام سطوح و در تمام ابعاد است.

آقای سلطانی اضافه کرد، که ما بعد از یک صد سال سکوت و بعد از یک قرن سرکوب، ما توسط پیشوای شهید مقاومت "مزاری" صاحب سخن در جهان شدیم. وقت ما صاحب یک سخن و گفتار شدیم، تمام جهان زندگی ما تحت تاثر این گفتار قرار گرفت، به طور مثال تعدادی به عنوان دشمنی با مزاری آدم شدند و تعداد دیگر با دشنام دادن به شهدای مقاومت شاعر شدند و مردم ادبیاتی، که از سالهای هفتاد و یک تا روزگار ما تولید کرده، در یک صد سال اخیر تولید نکرده اند و این همه ناشی از تاثر این صاحب سخن شدن ما است. وی اضافه کرد، که بصورت کل هنر ما وبصورت خاص زبان ما و تمام افکار ما از یک مفهوم خاص تاثر گرفت، که او عبارت از جنبش مقاومت است. و هم چنان برگزاری این نماشگاه هم به معنی تاثر پزیری جنبش مقاومت می باشد...

بعد از سخنرانی استاد سلطانی، از دوستانی، که در رابطه به برگزاری این نمایشگاه جهانی با انجمن خوشنویسان معاصر کویته همکاری نموده بودند، با دادن عکسهای رهبر شهید به آنها، توسط اعضای انجمن خوشنویسان معاصر شهر کویته تقدیر به عمل آمد.

بعد نمایشگاه توسط استاد عبدالغفور ربانی، استاد محمدی علی رسام، استاد علی کریمی، حاجی نظری و احمدی علی کهزاد افتتاح شد و مردم با اشتیاق وافر به تماشای آثار های زیبای هنرمندان پرداختند. درین نمایشگاه 25 اثر از خوشنویس بنام مردم ما استاد عصمت الله سعیدی، 12 اثر از استاد جمشیدی، 12 اثر از فریدی سعیدی، 10 اثر از رمضانعلی محمودی، 3 اثر از ابوظهور و یک اثر از محمد اچگزی گذاشته شده بود.

آثار ها تمام شان بیش از حد مورد پسند مردم ما واقع شده بودند. مردم از اینکه می دیدند، سخنان رهبر شان به شکل خیلی زیبا خوشنویسی و نیز عکسهای بابه مزاری نقاشی شده است، خیلی زیاد خرسند بودند و آنرا یک اقدام نیک و جدید می دانستند.

قرار است، به همت انجمن خوشنویسان معاصر کویته و همکاری دوستداران رهبر شهید بابه مزاری، این نمایشگاه به زودی در شهر های کابل، مزار شریف و بامیان افغانستان نیز برگزار شود و همچنان عکسهای این آثار ها به اندازه های مناسب چاپ شده و به چند کشور دیگر نیز فرستاده شده است، تا دوستان گرامی همزمان با برگزاری سالگرد بابه، نمایشگاهی از این آثار را نیز برگزار نمایند.


استاد عصمت الله سعیدی خوشنویس برجسته ملی ما در حال سخنرانی

استاد رضایی در حال سخنرانی

استاد جواد سلطانی در حال سخنرانی

حاضرین در حال گوش به سخنرانی ها

حاضرین در حال گوش به سخنرانی ها

عکسی از افتتاح نمایشگاه توسط استاد عبدالغفور ربانی

بازدید کنندگان در حال تماشای آثار

نمو نه ازخوشنویسان محترم 

نمو نه ازخوشنویسان محترم 

نمو نه ازخوشنویسان محترم 

 نمو نه ازخوشنویسان محترم 

 نمو نه ازخوشنویسان محترم 

+ نوشته شده در  یازدهم اسفند 1388ساعت 20  توسط خادم حسین بهزاد   | 

مطالب قدیمی‌تر